|
|
|
|
|
قبلنا نمی دونم چی بود که حتما باید هر هفته یکی دوبار می یومدم و می نوشتم الان نمی دونم چی شده که روزها همین جور داره سریع می گذره و ادم فرصت سر خاروندنم نداره چه برسه به آپ کردن ولی امروز تصمیمی گرفتم بیام از گل پسر مامان بنویسم
اخه این وروجک ما اینقدر شیرون زبون شده و خوردنی شده که من هر چی بنویسم کمه دیگه کلی واسه خودش بلبل شده و هر چی رو می شنوه فقط واسه یکبار تکرار می کنه نه بیشتر از یک تا ده رو می شموره البته سه و چهار رو خوب بلد نیست کرار کنه از بین رنگا هم فقط ابی زرد قرمز البته بعضی مواقع اشتباه هم می کنه بچم کلی انگلیسی هم پیشرفت کرده البته به قول یکی از دوستان تو فارسیش گیر داره حالا انگلیسی بلد شده کلمه هایی جالبی که تکرار می کنه و اشتباست اکثرا عمه.ممد .علی البته (ایی میگه) کش(کفش) باد(به کولر میگه باد) موز. معین. امی حوشین(امیر حسین) زیا(زهرا) نق(قند) آس(آش) مرغ.
تو این ماه تولد زیاد داشتیم که البته از همه مهمتر تولد دوسالگی وروجک بود. ۲۸ اردیبهشت هم که تولد خودم که به خاطر مریضی همسر گرامی و بستری شدن در بیمارستان (به خاطر الرژی شدید ) به سال دیگه موکول شد
|
||