|
|
|
|
|
همیشه از تنبلی و یکجا نشستن بدم می یومد و هر جور بود خودمو به یه کاری مشغول می کردم و نمی زاشتم زمان بیهوده بگذره اما الان اینقدر سرم شلوغه که ارزو می کنم ای کاش وقت داشتم تا یکم مثل گذشته بیکار یه گوشه ای بشینم نمی دونم یه مدت بود اصلا حوصله نوشتن نداشتن الانم نمی دونم چی شد که اومدنم و تصمیم گرفتم از وروجکم بنویسم نمی دونین این وروجک چقدر شیرین شده هر روز شیرین تر اخه بچهها زبون که باز می کنن دیگه با حرفاشون دل همه رو می برن البته وروجک ماهم تواین زمینه استاده. و کلی دلبری می کنه با شیرین زبونیش راستین عاشق دوچرخشه و کله سحر که از خواب بلند میشه حتما باید اول یه دور با دوچرخه بزنه و درو اتاق کلی بوق بوق بشنوین تا وروجک هوشیار بشه و بیاد صبحانه بخوره جدیدا هم یه دوچرخه مال دختر همسایمون هست که تو پارکینگ می زاره و همین که دوچرخرو می بینه بر میداره و کلی باهاش می چرخه . یه چند ماهی میشه که من کارم بیشتر شده و مجبورم بیرون باشم و راستینو می زارم پیش مامانم یا مادر شوهر و به همین خاطر بهونه گیریهاش بیشتر شده و کلی لجور شده و هر چی که نباید انجام بده به عمد انجام میده .نمی دونم شاید بچم عادت داشته همش کنار مامانش باشه و حالا نمی تونه روزی ۴ساعت دوری مامانشو تحمل کنه . و همین خاطر رو اخلاقش کلی تاثیر گذاشته و اصلا به حرفام گوش نمی ده و هر کار خودش بخواد انجام میده البته این راستین دیگه راستین سابق نیست ولی رفتاراش تغییر کرده ولی کلی شیرینه وروجک عزیزک مامان ۲۶ ماهگیت مبارک روز پدر هم پیشاپیش به همسر عزیز و صبورم و پدر مهربانم مبارک
|
||