|
|
|
|
|
وای که هر چی از شیرین زبونیهای این وروجک بگم کم گفتم بچم دیر زبون اومد ولی حالا هم که هنوز شکسته بسته حرف می زنه یه حرفایی می زنه که ادم می خواد قورتش بده چند روز پیش صدا می زد بابا با با بابا بابا شاید ۵۰دفعه صدا کرد باباشو و اقای همسر هم مشغول تماشا تلویزیون بود و نفهمید و جوابشو نداد یهو دیدم عصبانی شد و میگه امیررررررررررررررررررررررررر اخه هیچ موقع به اسم بابشو صدا نمی کرد کلی غش کرده بودم یهو دیدم با این ترفندشم باباش مجبور شد جواب بده یه وروجکی شده که نگو چند روز پیش گذاشته بودمش پیش اقای همسر و رفته بودم بیرون یه ۱ساعت نگذشته تماس گرفته پاشو بیا خسته شدم همین که اومدم دیدم واییی چی می بینی نگو اقای همسر گرفتن خوابیدن و راستینم رفته رو بالکن و شلنگ ابو باز کرده و سرشو گذاشته تو اتاق خواب و کل اتاق پر از آب و همسر گرامی هم بعد از اون خواب ناز مشغول اب جمع کردن با خاک انداز و کلی وسیله .یه هفته مشغول خشک کردن اتاق خواب بودیم .جدیدا کلی مخرب شده دیگه در دیوار سالم واسمون نمونده همرو چکش کاری کرده . از مامانا کسی به نینیش شربت سانستول میده راضی هستین یا نه؟ اخه من بهش مینادکس و فکر می کنم فایده ای نداره .وزنشم که اصلا خوب نیست فکر کتم همچنان ۵/۱۰یا ۱۱کیلو باشه اخه این وروجک ما همه غذایی رو نمی خوره از میوه ها فقط هندوانه.طالبی و سیب .موز از ماست بدش میاید و توعمرش هنوز نخورده. شیرگاو رو خوب می خوره.عاشق عرقیجاته .از گوشت غذا هم خوشش نمی یاد و گوشتاشو می ندازه بیرون.البته منم دیگه بیخیلا وزن شدم و همین که می بینم وضعیت جسمانیش خدارو شکر خوبه واسم بسه. انشالله که همه نی نی ها همیشه سالم و سرحال باشن خدایا به من یه فرصت بده یه روز بیام و کامل از وروجکم بنویسم.آمین
|
||
|
|
|
|
|
قبلنا نمی دونم چی بود که حتما باید هر هفته یکی دوبار می یومدم و می نوشتم الان نمی دونم چی شده که روزها همین جور داره سریع می گذره و ادم فرصت سر خاروندنم نداره چه برسه به آپ کردن ولی امروز تصمیمی گرفتم بیام از گل پسر مامان بنویسم
اخه این وروجک ما اینقدر شیرون زبون شده و خوردنی شده که من هر چی بنویسم کمه دیگه کلی واسه خودش بلبل شده و هر چی رو می شنوه فقط واسه یکبار تکرار می کنه نه بیشتر از یک تا ده رو می شموره البته سه و چهار رو خوب بلد نیست کرار کنه از بین رنگا هم فقط ابی زرد قرمز البته بعضی مواقع اشتباه هم می کنه بچم کلی انگلیسی هم پیشرفت کرده البته به قول یکی از دوستان تو فارسیش گیر داره حالا انگلیسی بلد شده کلمه هایی جالبی که تکرار می کنه و اشتباست اکثرا عمه.ممد .علی البته (ایی میگه) کش(کفش) باد(به کولر میگه باد) موز. معین. امی حوشین(امیر حسین) زیا(زهرا) نق(قند) آس(آش) مرغ.
تو این ماه تولد زیاد داشتیم که البته از همه مهمتر تولد دوسالگی وروجک بود. ۲۸ اردیبهشت هم که تولد خودم که به خاطر مریضی همسر گرامی و بستری شدن در بیمارستان (به خاطر الرژی شدید ) به سال دیگه موکول شد
|
||