|
|
|
|
|
فدات بشم عزیزم
اگه عکس پسرکمو تو تبلیغات ر ئ ی س جمهوری جدید دیدین بهش رای بدین |
||
|
|
|
|
|
سلام.ما اومدیم از غیبت کبری یه مدت بود کامپیوتر ما قاط زده بود و حال و هوایی که یکی ببره درستش کنه نبود تا اینکه آقای همسر زحمت کشیدن و مارو از بی کامی نجات دادند بالاخره روز موعود رسید یه مدت بود این واکسن ۵/۱ سالگی فکرمو مشغول کرده بود و ترس از تب و......... .داشتم تا اینکه چند ورز پیش راستینو بردیم درمانگاه و واکسنو زدیم بمیرم بچم کلی گریه کرد ولی بعدش زود آروم شد.۲۴ ساعتی هم تب کرد ولی به شدت تب ۶ ماهگیش نبود و خدارو شکر به خیر و خوشی تموم شد دیگه این واکسن زدنا خدا رو شکر تموم شدو رفت تا زمان مدرسه انشالله. البته درمانگاه که وزنش کرد بازم تعریفی نبود و همچنان ۱۰کیلو هستش ما که موندیم چیکار کنیم تصمیم دارم ببرم یه متخصص تغذیه شاید راه حلی بده آخه اصلا رشدش خوب نیست.مامانا اگه تجربه ای دارن کمکم کنن از پسرکم بگم که کلی آقا شده و دیگه مثل طوطی هر چی رو می شنوه تکرار می کنه.جدیدا همین که در یخچالو باز می کنم میگه اوکولا یهنی شکلات .عاشق شکلات کاکایویی هستش و همین که غافل بشم از یخچال بر میداره و می خوره. دندونای اسیاب بالاش سر زدن و ۸ دندونی شده وروجک.عاشق پله هستش و همین که می ریم بیرون خودش می خواد دست بگیره به دیوار و از پله ها بره پایین و اصلا از آسانسور خوشش نمی یاد .(شاید بچم از الان به فکر لاغریه نه اینکه خیلی هم وزنش زیاده) چهارشنبه ۲۲ ابان تولد آقای همسر هستش از همین جا به همسر خوبم تبریک می گم انشالله در کنار هم همیشه شاد و سلامت
|
||
|
|
|
|
|
سلام و صد سلام .ما از مسافرت برگشتیم یه چند روزی رفتیم کیش. قبل از سفر قرار بود بریم شمال که به خاطر سردی هوا تصمیم گرفتیم بریم طرفای شیراز و بوشهر و نمی دونم چی شد که قرعه به کیش افتاد و تصمیم گرفتیم بریم کیش جای همه دوستان خالی. خوب بود ولی هوا خیلی گرم و با داشتن یه بچه کوچیک یه کم سخت بود ولی هر چی بود خوب بود و خداروشکر راستین خیلی اذیت نکرد و پسر خوبی بود..اما الان دیگه حاضر نیست یه دقیقه تو خونه بمونه و چنان ددری شده که نمی خواد تو خونه بمونه و همین که کله سحر از خواب بلند میشه ددر دردش شروع میشه تا شب
کنار دریا.بچم ذوق زده شده بود .دفعه اولش بود دریا رو می دید
عاشق این ماشینه شده بود و کنار نمی یومد از کنارش
درخت معروفی که کلی مردم بهش اعتقاد داشتند و حاجت می گرفتن
دوستای پسرک.۲تا دختر هندی |
||