تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th Ticker راستین کوچولو
شیرین تر از عسل

 

فدات بشم عزیزم

 اگه عکس پسرکمو تو تبلیغات ر ئ ی س جمهوری جدید دیدین بهش رای بدین

+ نوشته شده در  87/08/21ساعت 23:7  توسط مامان راستين  | 

سلام.ما اومدیم از غیبت کبری

یه مدت بود کامپیوتر ما قاط زده بود و حال و هوایی که یکی ببره درستش کنه نبود تا اینکه آقای همسر زحمت کشیدن و مارو از بی کامی نجات دادند شرمنده همه دوستان که به ما سر زدن  .و ما نتونستیم بهشون سر بزنیم

بالاخره روز موعود رسید  یه مدت بود این واکسن ۵/۱ سالگی  فکرمو مشغول کرده بود و ترس از تب و......... .داشتم تا اینکه چند ورز پیش راستینو بردیم درمانگاه و واکسنو زدیم بمیرم بچم  کلی گریه کرد ولی بعدش زود آروم شد.۲۴ ساعتی هم تب کرد ولی به شدت تب ۶ ماهگیش نبود و خدارو شکر به خیر و خوشی تموم شد دیگه این واکسن زدنا خدا رو شکر تموم شدو رفت تا زمان مدرسه انشالله. البته  درمانگاه که وزنش کرد بازم تعریفی نبود و همچنان ۱۰کیلو هستش ما که موندیم چیکار کنیم تصمیم دارم ببرم یه متخصص تغذیه شاید راه حلی بده آخه اصلا رشدش خوب نیست.مامانا اگه تجربه ای دارن کمکم کنن.روزی که رفتم واکسنو بزنیم یه  مامانی بود  که  دخترشو اورده بود واکسن ۵/۱ سالگیشو بزنه که من نشناختمش اومد جلو و  گفت من اون اونی هستم که اتاق بغلی بیمارستان فلان با شما زایمان کردم یهو شناختمش یاد م اومد بعد از کلی احوال پرسی گفت الان یه پسر ۶ ماهه هم دارم منو بگو کلی چشاش در زد نگو موقعی که به دخترش شیر میداده و دخترش ۷ ماهه بوده می فههمه خودشم ۵ماهشه و یه پسر کاکل زری تو دلش داره  حالا اونجا اقای همسر بر می گرده میگه ببین چقدر مردم زرنگن یاد بگیر تو رو خدا این میشه زرنگی ما که تو بکیشم موندیم از کتفو کول افتادیم چه برسه به دومی

از پسرکم بگم که کلی آقا شده و دیگه مثل طوطی هر چی رو می شنوه تکرار می کنه.جدیدا همین که در یخچالو باز می کنم میگه اوکولا یهنی شکلات .عاشق شکلات کاکایویی هستش و همین که غافل بشم از یخچال بر میداره و می خوره.  دندونای اسیاب بالاش سر زدن و ۸ دندونی شده وروجک.عاشق پله هستش و همین که می ریم بیرون خودش می خواد دست بگیره به دیوار و از پله ها بره پایین و اصلا از آسانسور خوشش نمی یاد .(شاید بچم از الان به فکر لاغریه نه اینکه خیلی هم وزنش زیاده)

چهارشنبه ۲۲ ابان تولد  آقای همسر هستش از همین جا به همسر خوبم تبریک می گم انشالله در کنار هم همیشه شاد و سلامت

 

+ نوشته شده در  87/08/18ساعت 13:21  توسط مامان راستين  | 

سلام و صد سلام .ما از مسافرت برگشتیم یه چند روزی هم داشتیم استراحت می کردیم و نشد آپ کنیم اخه این وروجک ما دیگه نمیزاره من یه دقیقه ثابت بشینم .

یه چند روزی رفتیم کیش. قبل از سفر قرار بود بریم شمال که به خاطر سردی هوا   تصمیم گرفتیم بریم طرفای شیراز و بوشهر و نمی دونم چی شد که قرعه به کیش افتاد و تصمیم گرفتیم بریم کیش جای همه دوستان خالی. خوب بود ولی هوا خیلی گرم و با داشتن یه بچه کوچیک یه کم سخت بود ولی هر چی بود خوب بود و خداروشکر راستین خیلی اذیت نکرد و پسر خوبی بود..اما الان دیگه حاضر نیست یه دقیقه تو خونه بمونه و چنان ددری شده که نمی خواد تو خونه بمونه و همین که کله سحر از خواب بلند میشه ددر دردش شروع میشه تا شب اینم چند تا از عکساش

کنار دریا.بچم ذوق زده شده بود .دفعه اولش بود دریا رو می دید

عاشق این ماشینه شده بود و کنار نمی یومد از کنارش

درخت معروفی که کلی مردم بهش اعتقاد داشتند و حاجت می گرفتن

دوستای پسرک.۲تا دختر هندی

+ نوشته شده در  87/08/02ساعت 0:32  توسط مامان راستين  | 

 
myspace backgrounds
Myspace Backgrounds
Daisypath Anniversary Years Ticker