|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان.ماهم خوبیم ممنون خجالتمون ندین. انشالله که تعطیلات خوش گذشته ما که نمی فهمیم چه جوری این روزها میگذره و از این زماناهم استفاده مفیدی نمی کنیم چشم به هم بزاریم می بینیم این دوران جوانی هم گذشت. و عصا به دست باید راه بیفتیم پشت سر نوه نتیجه بالاخره راستین راه افتاد و کلی مارو خوشحال فرمودددددددددددد عاشق تلویزیونه. بایدواسش یه بشقاب بزارم با کلی شیرین گندمگ اونم بشینه جلو تلویزیون و کارتون تماشا کنه.یه نیم ساعتی میشه این جوری مشغولش کرد و به کارام برسم ولی زود خسته میشه و باید یه کار جدید انجام بدیم ماهم از صبح کله سحر که پا میشم به این فکرم با این بچه چیکار کنم و چجوری مشغولش کنم.عاشق کابینتا و ریختن کلیه و سایلاش به بیرونه تو همین بریز به پاشا کلی از وسایل منو شکونده /ولی کلا بچه مرتبیه همین که یه وسیله ای رو از سر جاش بر می داره بعدا می ره می زاره سرجاش .دیروز ازاتاقش یه اسباب بازی اوردم تا بازی کنه بعد از بازی حواسم نبود اونو گذاشتم تو یه کمد دیگه می بینم کلی سر صدا راه انداخته و با اشاره نشون میده که اون کمد جای اونه و برش داشت و گذاشتش سر جاش.ببینید چه پسر خوبی دارم می تونم عروسش کنم.هم مرتبه هم خوب جارو می کنه دستمال کشیدنو تی کشیدنشم خوبه چون شهریور هوا نسبتا خوبه قرار بود همراه با خانواده همسر گرام بریم یه مسافرت .ولی مادرو خواهر شوهر گرام دیروز رفتن سوریه و به قول خودشون یهویی شد
تو رو خدا ببینید چه قیافه ای گرفته انگار کوه اورستو فتح کرده
در حال تماشای تلویزیون
دوپینگه |
||
|
|
|
|
|
وای نمی دونین چقدر عصبانیم داستان از این قراره.چند روز یش یه عروسی از اقوام همسر گرام دعوت شدیم منم یه روز مونده به عروسی یعنی همین جمعه ای رفتم زنگ زدم به ارایشگام تا موهامو رنگ کنم نبودش منم رفتم یه رنگ مو شماره ۴ که مردیکه عوضی گفت قهوه ای تیره هست گرفتم البته روش نوشته بود و اون مردیکه تقصیری نداره .گرفتم اوردم خونه و چون موهام کوتاست خودم گذاشتتم رو سرم چشمتون روز بد نبینه یه ۴۵ دقیقه ای رو موهام بود همین که موهامو شستم شده بود پر کلاغی اونم اخر سیاهههههههههههههههههههههه.حالا ببینید صورت سفید با چشم رنگی و موهای سیاه چی میشه
|
||
|
|
|
|
|
سلام گرم تابستون خدمت همه دوستان گلمون با این تابستون و گرما و این معرکه برق رفتنا چیکار می کنین.وای که چه سخته .همیشه از تابستون بدم می یومد .اخه ادم تو زمستون فوقش سردش میشه یه لباس بیشتر می پوشه حالا تو این تابستون گرم چیکار میشه کرد پسرک من دیروز ۱۵ ماهه شد.ای کاش وقت داشتم و هر روزبه یه بهونه ای واسش تولد و ماهگرد می گرفتم ولی چیکار کنم مامانی که کلی با کارات دیگه اجازه سر خاروندنم بهم نمیدی انشالله تولد ۲ سالگیت که چشم به هم بزنیم رسیده.البته امروز پاشدم و به مناسبت ماهگرد ۱۵ ماهگیش واسش یه کیک کنجدی پختم که کلی خوشش اومد و دوست داشت . یه چند روزه متوجه شدم رو شکم و جلوی سینش یه دونه های ریزی مثل عرق س وز ش دن هستش .با توجه به اینکه چند روز پیش ۲ روز پشت سر هم تب شدید داشت و دکترش به قطره اهن ربطش داد شاید اون موقع بچم سرخچه سرخکی چیزی داشته البته از نوع خفیف و من نفهمیدم.اگه کسی کوچولوش این مشکلو داشته منو راهنمایی کنه ممنون میشم. هنوز از راه رفتن خبری نیست و همچنان پا میشه وایمیسته و ۱ قدمی راه می ره ولی از راه رفتن طولانی و تنها خوشش نمی یاد و همچنان باید دستشو بگیریم نمی دونم چرا تو این زمینه تنبل شده کلی واسه خودش حرف می زنه جدیدا یاد گرفته و هر چی که داغ باشه زود میگه جیز جیز جیز زززو اصلا دوروبرش نمی ره . یه چیز که داره می خوره و تموم میشه می یاد منو صدا می کنه و اپو اپو اپو می کنه یعنی تموم شده و واسش بیارم باز.کلی شیرین زبون شده. دیروز داشتم یه قاب می زدم به دیوار چکش رو یادم رفته بود بزارم سر جاش دیدم داره صدا می یاد تو اتاق رفتم می بینم چکشو برداشته داره می کوبه به دیوار ادای منو در می یاره.از اون موقع عاشق چکش شده .دیروز رفتیم واسش از این چکش پلاستیکی ها هست بخرم هر چی گشتم پیدا نکردم فکر کنم بخرمم فایده ای نداره و با این چیزا گول نمی خوره.ا زهمون مغازه یه پازل حیوانات و یه کتاب خریدم که یه روزه باهاش مشغوله و از اون پازل خوشش اومده و خودش اون تکه کوچولوب بچه حیوونا رو برمی داره و می زاره سر جاش و خوب یاد گرفته.فدات بشم که انقدر باهوشییییییییی
دستپخت مامان ویدا( ۱۵ ماهگی)
(خواب آسمانی)
موهاشو خودم کوتاه کردم
راستین بی دندون(۸ماهگی) |
||
|
|
|
|
|
دیروز کفشدوزک اسباب بازی رو اوردم باهاش بازی کنه اونم نامردی نکردو یکی از شاخکاشو کند . خواست واسش درست کنم منم نکردم دیدم خودش نشسته داره کلی باهاش ور می ره یه ۱ ساعتی مشغول بود اخرم بچم به نتیجه رسید و تونست شاخک کنده شده رو بزاره سر جاش.
فدات بشم که اینقدر پشتکار داری
مدل نشسته
از راه دور
می خواد زیر فرش دفنش کنه از دستش راحت بشه
تو فکره چیکار کنه؟
خوابیده شاید اینجوری باید درستش کرد
کج جا زد
آخرش درستش کرد و کلی کیفور |
||