|
|
|
|
|
تو رو خدا تواین تابستون گرم سرماخوردگی یعنی چی؟ باز چند روز پیش پسرک ما ابریزش شدید بینی و سرفه های شدید می کرد و بردمش دکتر و تشخیص داده شد سرما خورده و البته یکمم چرکیه و بهش سفکسیم داد که امیدوارم هر چی زودتر خوب بشه اخه خواسته باشه هر ماه هی مریض بشه و تا من بیام بهش برسم و سر حال بشه باز مریض شده و بچم دیگه رمق واسش نمی مونه و دیگه از نظر وزنی هم که نگم ؟شده ۹ کیلو و این وزن واسه بچه ۱۳ ماهه خیلی کمه . آخه جدیدن هر کی می بینتش و می پرسه چند ماهشه؟ می گم ۱۳ ماه تعجب می کنن و میگن به بچه ۷ ماه می خوره و همین منو عذاب میده؟ آخه این بچه هم غذاش خوبه هر روز آبگوشت قلم.پلو ماست.میوه.شیرو.................. می خوره ولی وزنش اصلا خوب نیست موندم چیکار کنم امروز چون می خواستم برم بیرون و کار اداری داشتم راستینو گذاشتم پیش مادر شوهر و عمه محبو به و سفارش که دارو سفکسیمو سر ساعت بدین و رفتم ساعت ۱ با اقای همسر رفتم تا راستینو برداریم بریم خونه .عمه محبوبه رفتش تا داروی راستینو بیاره و بهم داد من برق از چشام پرید اخه این که داروی راستین نیست مادر شوهر بیچاره نمیی دونست چیکار کنه گفت همینه که دادین گذاشتم یخچال و سر ساعت بهش دادم یه ان شک کردم شاید من دارو رو اشتباه دادم ولی رفتم سر یخچال نیگاه کردم داروش بود نگو مادر شوهر گرام دارو فکر کنم اکسترامین که نمی دونم واسه چیه را اشتباها برداشتن و به راستین دادن ولی خدارو شکر هر چی بوده ۱ مرتبه بیشتر تکرار نشده .خدائیش مادر شوهر بیچاره ناراحت شده بود که نمی دونست چیکار کنه .اوردمش خونه هر چی به این فک فامیلا که یه چندتایی دکتر تشریف دارن زنگیدم تا ببینم این دارو چیه هیچکدوم جواب ندادن ماهم بیخیال دارو وخدارو شکر بچم مشکلی پیدا نکرد و طبق گفته مادر شوهر دارو مال سرفه هست ؟ که امیدوارم همین باشه. جمعه رفتیم باغ مادر بزرگم که اطراف شهر هستش و همه فامیل جمع بودن کلی بچم طبیعتو دیدو اب بازی کرد البته چون سرماخورده بود بیشتر نظاره گر اب بازی بچه ها بود ولی هر چی بود کلی کیف می کرد. اینم یه چند تا عکس از آ ب بازی
پسرک ما عاشق رژ لب و لاک شده جدیدا.اینم آثارش
|
||
|
|
|
|
|
سلام خدمت همه دوستان خوبمون.اینقدر دیر به دیر می یام که دیگه همه چیز یادم می ره واسه نوشتن .آخه حرف واسه گفتن زیاده پسرک ماهم بزرگ شده و هر روز شیرین کاریهاش والبته بدی هاش بیشتر شده. دیگه یک ا نمی تونه اروم باشه هر کاری که ما انجام میدیم اونم باید فوری انجام بده دیگهع نمی فهمه که خطرناکه یا نه مثلا من اتو می کشم لباسارو اونم باید حتما اون لحظه اون کارو انجام بده یا اشپزی می کنم باید بغلش کنم اونم غذارو هم بزنه .شیشه تمیز می کنم اونم انجام میده.تی می کشم اونم باید..................... سرتونو در نیارم ما موندیم با این بچه چیکار کنیم؟ دیروز داشتم واسه حریره بادوم می شکستم با هزار مکافات از دستم گرفته اون بادوم بشکونه اخرم زده رو پاش و گفتم دیگه میره نگو انگار نه انگار بچم ضد ضربست باز اومد و آخر به این نتیجه رسیدم بادونم نشکنم بهتره و همهرو جمع کردم اخه تو این خونه به هیچ کاری نمی رسم به خدا باید بزارم خواب بره تا کارامو انجام بدم پسرکم دیگه خیلی شیرین شده و یه لوند بازی هایی از خودش در می یاره که نگو همین که می بینه من خوابیدم می پره یه ماچ آبدار می کنه که نگو البته هزار تف مف رو صورت بنده ولی هر چی هست شیرینه.یه مدته هر موقع بوس می کنه میگه به به البته خودم بهش یاد داده بودم وحالا چنان به به می کنه که نگو. واقها کیف می کنم با این بوس و به به گفتناش. چند روز پیشم یه خطر بزرگ از بیخ گوشم رد شد داشتم کمد اتاق خوابو مرتب می کردم راستینم نشسته بود یه سری وسایل ریز میز بود رو فرش و با یه سری گوشواره. انگشتر و.... یهو دیدم راستین نفسش بالا نمی یاد و به زور نفس میکشه داشتم سکته می کردم سریع پریدم بلندش کردم و زدم پشتش دیدم هنوز بچم نفس نداره .انگشتو انداختم تو گلوش تا اگه چیزی هست بیاد بیرون افتاد به استفراغ و لی هنوز نفسش خوب نشده بود منم با پریدم خونه همسایه بغلی با بچه بغل چنان در زدم که نگو اوناهم نامردی نکردنو درو باز نکردن فکر کنم دستشون بند بود یه سوال شما به نی نی هاتون قطره اهن میدین؟ من شنیدم چون هوا گرمه تو تابستون نباید قطره اهن داد؟
|
||
|
|
|
|
|
وای که چقدر از چند روز تعطیلی پشت سر هم بدم می یاد و از یک جا نشستن.البته چون الان کار رو بوسیدم و گذاشتم کنار و فقط یه چند ساعتی می رم این حرفو می زنم شاید اگر شاغل بودم این حرفو نمی زدم و ارزو می کردم هر روز تعطیل باشه از راستین بگم که دیگه جونی واسه من جا نذاشته.هر روز یه چیز جدید کشف می کنه و هر روز یه مدل جدید کار یاد می گیره.هر چیزیرو که می بینه زود تقلید می کنه.چند روز می دیدم هی سرشو به علامتای خاصی تکون میده دیروز دیدم تلویزیون ( بیبی تی وی) داره یه برنامه ای نشون می دیده و بچهها اون کارو انجام می دن نگو بچم یاد گرفته و تقلید می کنه.جدیدا هر چی رو از دسترسش برداریم که دست نزنه زود قهر می کنه و دستاشو به حالت قهر می گیره جلو چشاش و گریه می کنه .عاشق این حالتشممممممم دیروز که از خواب پاشدم دیدم گوش راستین اندازه یه گردو باد کرده و قرمز شده بعد متوجه شدم تو صورتشم اثاری هست نگو بچمو برده بودم حموم تر تمیز شده بوده شب پشه لامذهب بچمو گزیده و اونم حساسیت داشته و اینجوری ورم کرده بدو رفتیم دارو خونه و یه کرم به اسم کالامین گرفتم که واقعا معرکه است و همین که زدم به گوشش یه چند ساعت نشده خوب شد( قابل توجه مامانا)واقعا فکر نمی کردم به این سرعت خوب بشه البته از داروخونه از این دستگاه کوچیکا که قرص حشره کش داره گرفتم واسه اتاقش ولی شنیدم و اسه بچه خوب نیست؟ موندم با این پشه ها و حساسیت راستین بهشون چیکار کنم؟
براش یه اسباب بازی خریدم شکل کامپیوتر شاید از کامپیوتر ما دست برداره ولی زهی خیال باطل
دوربین که عمه محبوبه واسش خریده |
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان گلمون.ما این دفعه کلی تاخیر داشتیم اخه با داشتن یه بچه کوچیک نمیشه هر روز اپ کرد . خوب بگذریم واکسن ۱ سالگیرو رفتیم چند روز پیش زدیم و خداروشکر راستین مشکلی نداشت البته وزنش زیاد خوب نبود ۸۷۰۰ که اونم به خاطر مریضی قبلش بود که خدارو شکر خوب شده.پسرک ما دیگه شبا رو نسبت به قبل بهتر می خوابه و صبحا هم ساعت ۷ سحر خیزه و زود بیدار میشه و باید صبح.نشو بخوره ولی بعد از صبحونه و کلی بازی باز ۹ می خوابه و یه ۲ ساعتی خوابه.که اونم غنیمته و من می تونم به کارام برسم .همیشه عادت داشت ظهر هاهم می خوابید که دیگه نمی خوابه .البته من خودم خیلی دوست دارم ظهرا یه ۱ ساعتی بخوابم ولی مگه میشه . همین که سرمو می زارم رو بالشت یا داره از سر و گردن من بالا می ره یا موهامو میکشه.البته با کوتاه کردن موهام راحت شدم از دست این پسر.یا داره دن دون می گیره دیگه بدن ما کبوده همه جاش .جدیدا دوست داره دندون بگیره.چنانم این دندوناش قویه که واقعا وحشتناکه. هر کارم میکنم این کارو از سرش بندازم ولی باز ببینه من یه جا خوابیدم می پره و این کارو میکنه..از مابقی دندوناهم خبری نیست.فکر کنم قراره ۴ دندونی بمونه بچم
پسرک ما عاشق عینکه همین که می شینمیم تو ماشین می پره و عینک آفتابی آقای همسرو بر می داره البته ۱ عینکم شکونده .چند روز پیش گفتیم بریم یه عینک افتابی واسش بخریم شاید دست از عینک همسر جون بر داره ولی اون فقط این عینک بچه گونه اینارو دوست نداره.هر چی ما استفاده می کنیم اونم می خواد و این نتیجه ای نداشت بچه های این دورو زمونه رو نمی شه گول زد. اون عکس بالاهم با همون عینکه که واسش خریدم و یه چند دقیقهای رو صورتش نگه داشته تا یه عکس ازش بندازیم.
کلمه مامان .بابا .عمه.آپ رو خوب میگه و همین که می یاد تو آشپز خونه میگه آپ .کلا عاشق اشپز خونست البته جارو دستی .بره اون پشت موشتا برداره و جارو کنه.جدیدا یاد گرفته می ره میشینه رو سطل اشغال .یا این که من غافل شدم سطلو می ندازه تا تجسسش کنه. همیتن که در یخچالئ باز می کنم می پره می ره تو یخچال وهی اوم اوم میکنه و اشاره به هندونه تا بهش هندونه بدم .هندونه رو خیلی دوست داره و اگه به جای ۳ وعده غذا بهش هندونه بدم بیشتر دوست داره تا غذارو.
دلم تنگ شده واسه خودم واسه بچگیام واسه مسافرت واسه شمال .واسه درسو دانشگاه.بعضی وقتا دلم می خواد باز کلاس اول بودم واقعا چه کیفی داشت . بعضی وقتا دلم واسه بچهها میسوزه می بینم تو مملکت نه تفریحی دارن و نه خوشی واقعا این جوونای ما به چی خوشن .بزارین خوش باشن به هر چی هستن البته به راه راست
![]() معین و میثم(پسر خاله های راستین)
جمعه ۱۰خرداد تولد ۱۱ سالگی میثم هستش میثم جان تولدت مبارککککککککک
|
||