|
|
|
|
|
سلام.امروز راستین پنج ماهو نیمه شد مبارک باشه گلم.واسه خودش شیطونی شده که نگو متکی به خودم شده اگه ببینه بیشتر از نیم ساعت بگذره و من نباشم دیگه خونه رو رو صدا می زاره.امشب رفتم مهمونی خونه یکی از دوستامون گذاشتمش پیش آقای همسر و گفتم زود می یام ۱ساعت نشده زنگ زد خودتو برسون اومدم دیدم چنان اشک می ریخت بچم که نگو خودم گریم گرفته بود بهش آب دادم آروم شد و خوابید اینجوری هم خیلی سخته .خونه نشین کرده منو.بابایی هم میگه ببر باخودت مگه میشه ماهم به خدا به استراحت نیاز داریم همش خونه. بچه داری.خسته میشه آدم.
جدیدن عاشقه اینه که من دستامو تکون بدم و بگم پیشی(گربه) بیا
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستای گلم این دفعه من خودم می خوام از خودم بگم نه مامانم.(راستین)منو مامان ویدا و باباییو وعمه جون با مامان جون رفتیم مشهد جای همه خالی خیلی خوب بود .مامانم کلی واسم چیز میز آورده بود و من مجهز و مشکلی نداشتم اونجا هم همش عمه محبوبه منو می ذاشت تو آغوش و اینور و اونور می برد و من هم کلی ذوق و مشکلی نداشتم ۴روزی مشهد بودیم و خیلی خوب بود واسه همتون دعا کردم..الان ۵ماهو ۱۰روزمه و مامانم دیگه غذا کمکی (حریره بادام و لعاب برنج می ده و منم خیلی دوست دارم اولا دل درد می شدم ولی دیگه عادت کردم مامان ویدا می خواد ۲تا ۳ قاشق بده ولی من می خوام یه کاسه بخورم و سر این مسئله کلی گریه می کنم |
||
|
|
|
|
|
۵ماهگی راستین(فدای گل سرت دختر شده بچم اینجا)
فدات با این نگاه مرموزت(آقا)
سفر مشهد ۱۳/۷/۸۶تا ۱۷/۷/۸۶ |
||
|
|
|
|
|
سلام. نماز روزه های دوستان قبول واسه ماهم دعا کنید.چند روز پیش واسه راستین یه گوسفند چاق چله توپولی را واسه عقیقه سفارش دادیم کشتند و دادیم خانه سالمندان.البته من از عقیق اینا سر در نمی اوردم ازدواج کردم فهمیدم چنین رسمی هم وجود داره که ماهم واسه راستین اینکارو انجام دادیم انشاالله که قبول باشه |
||
|
|
|
|
|
سلام.الان که اینجا هستم ساعت ۰۵/۱۲ شب هستش با هزار مکافات راستینو خواب کردم امروز دیگه کلافم کرده خدا به ما مامانا طاقت بدهههههههههههههههه |
||
|
|
|
|
|
سلام .دیروز راستینو بردم دکتر هم واسه اون آبسه دستش هم واسه اینکه غذا کمکی شروع کنم یا نه؟ آبسش که دکتر گفت مشکلی نداره وکم کم خو ب میشه واسه غذا کمکی هم گفت می تونی از لعاب برنج و بعد فرنی شروع کنی و میوه هام می تونی همه رو به جز موز و خربزه بدی البته به صورت کمپوت درست کنم .آب سیب و انگورم میشه داد .وزنشم خدا رو شکر خوب بود ۷۶۰۰................. آقای همسرم اومدن از مسافرت کاریییییییییی..خدارو شکر کارا انجام و زود برگشتند .۱ماه پیش که راستینو برده بودم دکتر گفت باید شبها بهش عادت بدی زود بخوابه منم دیگه ۱۰تا ۱۰/۵ هر جور شده خوابش می کنم و خدارو شکر دیگه عادت کرده و می خوابه این سری هم گفت دیگه نباید موقع خواب بهش شیر بدی تا خواب بره و تو تخت خودش بخوابونیش خودش باید کمکم خواب بره باز این پروژه شروع شد و از امشب باید انجام بدیم که دیگه خودش خواب بره . |
||