تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th Ticker راستین کوچولو
شیرین تر از عسل
 

موهای گل پسرو خروسی کردیم.

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت 16:32  توسط مامان راستين  | 

اینم خانم طلاست که راستین عاشقش شده

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت 16:29  توسط مامان راستين  | 

سلام.راستین۱۰۰روزه شد .انشاالله تولد ۱۰۰سالگی گل پسرم.جدیدا به محیط خوب آشنا شده.اسباب بازیهاشو خوب می شناسه یه عروسک داره بهش می گیم خانم طلا اونو می بینه کلی ذوق می کنه می شینه ۱ساعت باهاش حرف می زنه و بهش اوقون می گه.تو دست خوردنم ماهر شده نمی دونم چرا همش دوست داره دستشو بخوره.بعضی وقتها فکر می کنم گرسنه هست ولی این عادت شده واسش و خیلی بده.هر سال مامانم و.فامیل می رن مشهد ولی امسال من با داشتن راستین نتونستم برم اگرچه خیلی خسته هستم و نیاز به یه مسافرت هستش ولی فعلن نمی شه .

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت 16:26  توسط مامان راستين  | 

سلام.راستین ۳ ماهه شد.الان از قبل خیلی آروم تر شده و شبها زود می خوابه.وقتی به دنیا اومده بود همه صورتش مو بود اینقدر مو داشت حالا کم کم داره می ریزه .خاله الهش عاشق این هستش که موهای راستین بریزه تو صورتش و باز  من موهاشو می زنم بالا .این عکسم زمانی که طفلی منو تنها داید تو خواب و مو هاشو باز پریشون کردن  یه دفه ۱ ماهگی موهاشو کوتاه کردم خودم ولی الان کم کم موهاش داره کم می شه وصبحها می بینم رو بالشتش موهای کوچولوش ریخته.

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 1:23  توسط مامان راستين  | 

+ نوشته شده در  86/05/13ساعت 16:23  توسط مامان راستين  | 

+ نوشته شده در  86/05/09ساعت 22:18  توسط مامان راستين  | 

سلام خدمت همه دوستان .بعد از مدتها من فرصت کردم بیام آخه راستین اصلا به من فرصت نمی ده الان راستین 4روز دیگه 3 ماهش می شه .چه زود گذشت .واقعا سخته شبها ساعت 10که می شه شروع می کنه به گریه کردن که دیگه نمی شه کنترلش کرد اونقدر گریه می کنه تا خواب بره  ساعت 3 بیدار می شه شیر بخوره بعدم می خوابه تا 6 باز شیر آخه خیلی شکموست بردمش دکتر گفت اضافه وزن داره شیر کمتر بهش بده اخه مگه می شه فقط می خواد بخورهو بخوابه اگه بیدارم باشه فقط گریه می کنه آروم نمی تونه باشه.کی بشه غذا خور بشه آخه فکر کنم انطوری بهتره البته واسه مامانا از شیر دادن یه کم راحت می شن.جدیدنم زیر دست راستش که تو بیمارستان واکسن زده بودن آبسه شده دکتر گفت خودش کم کم خوب می شه فکر کنم درد داره و گریه کردنش به خاطر اونه. واکسن 2 ماهگیش که خوب بود فقط روز اول یکم تب کرد ولی دیگه مشکلی نداشت 12 شهریورم باید واکسن 4 ماهگی بزنه که امیدوارم اونم مشکلی نداشته باشه آخه واکسن 2ماهگیش خودم رفتم  یه گریه هایی میکرد که آدم طاقت نمی یاره ببینه. وقتی بیداره همش می خواد یکی بشینه باهاش حرف بزنه اونمم اوقون  اوغون  او.... کنه.بعدم کلی می خنده .خیلی شیطون شده  الانم خوابیده .همیشه شبا 2 میخوابید جدیدن 11یا11.5 میخوابه خوابش داره کم کم تنظیم می شه. جدیدن غریبی هم می کنه .اگه یکی غریبه بغلش کنه بغض می کنه باید خودم فوری بغلش کنم وگرنه دیگه آروم کردنش محاله. حرف نزده خیلی دارم ولی جدا وقت نمی کنم   .باز می ام از دوستان عزیزی هم که پیغام گذاشتن ممنونم .مریم عزیزم امیدوارم نینی خوشگلشو به سلامتی به دنیا بیاره و واسه همه دوستان آرزوی سربلندی و سرافرازی می کنم.خداحافظ

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت 23:13  توسط مامان راستين  | 

 
myspace backgrounds
Myspace Backgrounds
Daisypath Anniversary Years Ticker