|
|
|
|
|
ای قربونت برم با این لباس که هر روز میگفتی کی آماده میشه و آخر رفتیم کلی سفارش کردیم لباس تو رو زودتر ار بقیه بدن و همینم شد و این اولین روزی که وروجم فرم مدرسه البته از نوع پیش دبستانی ۱ به تن کرد
اهان داشتم می گفتم عکسو دیدم همه چی یادم رفت شرمنده دوستان که ما اینقدر دیر به دیر می یایم اخه این وروجک ما بعد از پیش دبستانی ما شدیم یک شوفر به تمام معنا ببریم و بیاریم دیگه وقت نمی کنیم به به اینجا سر بزنم ولی دیگه ماهی یک دفعه رو سعی می کنم بیامو یه چند خطی از وروجک بنویسم البته دیگه این وروجک واسه خودش مردی شده اینم چند تا از کاردستی های راستین خان ما
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان بالاخره این وروجک ما هم راضی شد و بدون هیچ مشکلی خداروشکر قبول کرد و رفت پیش دبستانی ۱ .روز اول فکر نمی کردم اینقدر راحت قبول کنه و بره همین که بردمش رفت داخل و خیلی راحت قبول کرد و خداروشکر تا امروز مشکلی نداریم و دوست داره بره ولی همین که صبح بلند میشخ میگه مامان زود بیای دنبالم امروزا و همین که میگم باشه راحت اماده میشه و میره. واسشون واسه صبحانه برنامه دادان که طبق برنامه صبحانه و میوه ببرن ولی این وروجک ما قبول نمی کنه و حتما باید میوه موز و صبحانه هم ساندویج اونم از نوع تخم مرغ باشه بچم رفته اونجا بچه ها رو دیده ذائقش فرق کردههههههههههههههه و صبحانه خور شده اساسی و چون تا ساعت ۱۲هستن ناهار رو خونه می خورن دیگه ولی همین ۳ساعتم کلی واسه بچ ها خوبه که کنار هم باشن و با هم بازی کنن اخه جدیدا گیر داده بود من چرا تنهاممممم و کسی نیست باهاش بازی کنم به همین خاطر گفتم از امسال بره بهتره و چون پیش دبستانی رو ۱و ۲کردن و دیگه نیازی نسیت واسه ۲برن تو مدارس و میشه تو همون مهد های خصوصی گذروند گفتم بره عادت کنه که سال دیگه هم اگه خوب بود همین جا رو بره اینم چند تا عکس از راستین خان ما که کلی بزرگ شدهههههههههههه
در حال انجام تکالیف(رنگ کردن)
خواب بعد از انجام تکالیف
بدون شرح
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان خوبمون می دونم دیگه به وبلاگ وروجک ما سر نمی زنین اخه من خودم دوبار برم ببینم کسی اپ نکرده دیگه بی خیال میشم من حالا خودم شدم مثل اونا و وب گل پسر چند ماهی میشه دیگه چیزی ننوشتم اخه چیکار کنم ادم بعضی مواقع از بعضی چیزای تکرای خسته میشه و لی باز اومدم تا به وروجکم قول بدم که مامانی واست از خودت و کارای خوشگلت دوباره می نویسه عزیزمممممممممممممممممممم این تابستان که گذاشتمش کلاس موسیقی که بد نبود و یکم نت و بلز باهاشون کار کردن البته من بیشتر واسه اینکه تو خونه تنها نباشه و با بچه ها بشه گذاشتم و نسبتا خوب بود و خودش هم خیلی دوست داشت و ۲روز در هفته مشغول بود تا شنبه ۲۶که کلاسا تموم شد و از مهر ماه ترم جدید شروع میشه و من چون راستین قراره از اول مهر برمهد اگه خواست ادامه بده می زارمش موسیقی وگرنه همون مهد رفتن واسش کافیه یه چند روزی هم چون همسری همراهی نکرد خودمون با مامانم اینا رفتیم بندر و قشم که هلاککککککککککککککککککککککککککککککک شدیم اساسی و هر چی بود گذشت و حالا هر کی از پسرک می پرسه راستین می خوای بری بندر میگه نهههههههههههههههههه گرما هلاککککککک شدیم اینم عکس از وروجک ما
|
||
|
|
|
|
|
سلام با تاخیر زیاددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد سلام به همه دوستای خوبمون .انشالله که همه خوبین و در کنار بچه های گلتون تابستون خوبی رو دارین اونم چه تابستونی که امسال واقعا هلاک آورهههههههههههههههههههههههههه ما که واقعا از گرما دارینم هلاک میشیم تو این شهر از پسرک وروجکمون بگیم که دیگه وروجک نیست و کلی واسه خودش بزرگ و اقا شده تو این تابستونم یه کلاس موسیقی ثبت نام شد و ۲روز تو هفته رو میره کلاس موسیقی و خدا رو شکر خیلی راحت قبول کرد و میره انشالله که اول مهر هم اذیت نکنه و بره مهد چون قراره از اول مهد بره مهد و پسرک ما هم بالاخره مهد کودکی شد البته (پیش دبستانی ۱) نمی دونم این صیغه ها چیه هر سال اضافه میشه و پیش ۲ رو هم همون جا می گذرونه و نیازی به مدرسه رفتن نیست واسه دوره امادگی از شیطونی هاش بگم که کلی خرابکار شده و هر چی رو می خواد کشف کنه از خراب کردن وسایل برقی و درست کردنشون با اچار پیشگوشتی تا...................... جدیدا هم که گیر داده چرا من تنهام چرا من تنهامممممممممممممممممممممم چرا فلانی مامانش نی نی داره ما نداریم و هزار تا اما اگرهای دیگه.به همین خاطر هم چون دیدم تنهاست رفتم و مهد ثبت نامش کردم تا یکم از این تنهایی در بیاد اخه راست میگه بچم خیلی تنهاست شاید تو مهد بتونه یکم از این تنهایی در بیاد. عاشق موسیقی شده و کلی از این تار و گیتار و سه تار کوچولو واسش خریدیم .خدارو شکر عشق ماشین کم کم داره از سرش بیرون میره اخه شاید ۱۰۰تایی ماشین داره و هر روز هم مجبور بودیم ی ماشین جدید بخریم که همین کلاس موسیقی ماشین خریدن داره کم کم فراموش میشه اینم چند تا عکس از وروجک من
|
||
|
|
|
|
|
وروجک من میون سه تا دخملای ناز دوستام
|
||
|
|
|
|
|
عزیز دلم چقدر لحظه شماری میکردی واسه گرفتن تولد و قول داده بودم امسال تولدت همه رو دعوت کنم و کلی با بچه ها بهت خوش بگذره و تولد ۴سالگتیت را جشن بگیریم ولی امسال به خاطر آقابزرگ عزیزم که ۱۰روزی میشه که دیگه پیش ما نیست راستین عزیزم تولد ۴سالگیت مبارک |
||
|
|
|
|
|
سه شنبه ۳۰/۱/۱۳۹۰ آقابزرگ عزیزم دار فانی را وداع گفتند. خیلی داغ عزیزان سخت است.
هنوز نمی تونم باور کنم که از پیش ما رفتن .چقدر عزیز بودن برای ما و همه روحش شاد و یادشون گرامی |
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستای خوبمون انشالله که به همه تو این مدت خوش گذشته و امسال سال خوبی برای همه باشه و پر خیر و برکت و خوشی انشاالله اینم چند تا عکس از راستین خان ما
سفره هفت سین تو یکی از هتل های شهرمون
عید دیدنی با بچه ها خونه مادربزرگ مامانی
مشغول باغبونی
راستین خان که موقع عکس گرفتن......... |
||
|
|
|
|
|
چهارمين سال تولد وبلاگ راستين خان ما ۱۸اسفند هستش از دوستاي گلي كه از اون موقع تا حالا همراه ما بودن و با كمانتاي خوبشون مارو دلگرم كردن ممنون و خيلي خوشحالم كه اين خونه مجازي را واسه پسركم درست كردم تا يه روزي بايد و خاطراتشو بخونه البته اون موقع كه من اينجارو واسش درست كردم هنوز دنيا نيومده بودي عزيزكم و ۲ماه تا تولدت مونده بود انشالله كه خودت زود بزرگ بشي و بياي واسه خودت از خاطراتت بنويسي عزيزكمممممممممممممممممممممممممممممممم
|
||
|
|
|
|
|
این روز عزیز بر همه عزیزان مبارککککک همه میگن این مامان چی شده این قدر تنبل شده به خدا خودمم نمی دونم این کار ریخته دور برمون که به اپ کردن وبلاگ پسرک دیگه نمی رسم و هر دفعه هم قول میدم که زود به زود براش بنویسم ولی نمی دونم چرا نمیشه انشاالله که سال جدید دوباره اون نیرو قبلی رو بدست بیارم و از این تنبلی در بیایم امروزم چون خونه بودم و همسر گرامی روز عید که همیشه هر سال کنارمون بود امسال چون مهمون خارجی داشت و باید می رفت شرکت صبح زود رفت شرکت و من موندم خونه با پسرک شیطون و این فرصت رو پیدا کردم تا بیام و بنویسم.از راستین بگم که هر بگویمممممممممممممم کم است جدیدا گیر داده مامان من چرا تنهام ؟مامان من تنهایی چیکار کنم ؟مامان من با کی بازی کنم ؟یه چند روز پیش هم رفت و از کمدش ۲تا عروسک اورده و دیدم داره بهشون غذامیده خوابشون می کنه و بیرونم که میریم باید با خودمون ببریم هر موقع هم که بزاره خونه کلی باهاشون حرف می زنه که خونه باشین با هم بازی کنید تا ما بیایم/ ما موندیم تو کار این وروجک با عرو سک بازیش و قضیه تنها بودنش. دیروز بردمش واسش چند تا از این کتابای پیش از دبستان گرفتم تا شاید مشغول بشه کلی خوشش اومده بود و یه چند ساعتی مشغول بود .فکر کنم کتابای خوبی هست و کمک می کنه تو یادگیری شکلا و رنگها و هوش و خلاقیت. دیروز از محل کارم زنگ زدن مسابقه نقاشی و ازمون خلاقیت گذاشتیم ساعت ۴ واسه بچه های ۳سال به بالا.با هاش حرف زدم مامانی می خوام عصرببرمت مسابقه نقاشی دوست داری میگه نه اصلا نمیام بهم اگه جایزه بدن بعد بیایم خونه میام ساعت ۴هم هر کار کردم راضی نشد بیاد نمی دونم چرا اینقدر کمرو و خجالتی هستش؟و کلا دوست نداره با بچه هایی رو که نمی شناسه برخورد داشته باشه و دوری می کنه شاید بره مهد خوب بشه فکر کنم همه دوستان مشغول خونه تکونی و کارای عید هستن من که خدارو شکر چون جدیدا اومدیم این خونه امسال راحت بودم اگرچه چند ماه پیش پدرم در اومد ازاین کار خونه ولی شب عیدی راحتم .انشالله که همه کارا به خوبی و خوشی پیش بره و امسال سال جدید سال خوب و خوشی واسه همه باشه و همه مریضا رو هم خدا شفا بده انشالله |
||